tik8
پیگیری بلیط
اتاق فرار حریم شخصی

اتاق فرار حریم شخصی

  • یکی از بچه های دهکده گم شده!
  • بهاء بلیط:95,000 تومان
  • دوره اجرا:شنبه تا چهارشنبه از ساعت 16 تا 24 | پنجشنبه و جمعه از ساعت 14 تا 24

درباره رویداد

<p style="box-sizing: border-box; margin-top: 0px; margin-bottom: 1rem; color: #212529; font-size: 16px; text-align: right;"><button style="border-radius: 12px; margin: 0px; font-family: inherit; font-size: 14px; line-height: inherit; overflow: visible; appearance: button; background-color: #b22222; color: white; padding: 3px 7px; border: initial none initial;">حداقل تعداد نفرات برای بازی: 4 الی 7 نفر<br style="box-sizing: border-box;" /></button></p> <p><span style="box-sizing: border-box; font-weight: bolder;">سبک:</span>&nbsp;معمایی&nbsp;<br style="box-sizing: border-box;" /><span style="box-sizing: border-box; font-weight: bolder;">ساعات فعالیت مجموعه:<br style="box-sizing: border-box;" /></span><strong style="color: #000000; font-size: 14px; text-align: start;">شنبه تا چهارشنبه از ساعت 16 تا 24 | پنجشنبه و جمعه از ساعت 14 تا 24</strong><br style="box-sizing: border-box;" /><span style="box-sizing: border-box; font-weight: bolder;">تلفن تماس جهت هماهنگی ساعت بازی:</span>&nbsp;<strong>09361771819</strong><br style="box-sizing: border-box;" />لطفا 15 دقیقه قبل از شروع بازی در مجموعه جهت توضیح از نحوه بازی حضور داشته باشید!</p> <p>&nbsp;</p> <hr /> <p>در دهکده لایزلی</p> <p>خانم ماریان استاکنر شخص مهربون و دوست داشتنیه همه هست اون راهبست و در تمام فستیوال ها و مراسم های کلیسا شرکت میکنه.</p> <p>خبر محبوبیت این پیرزن حتی به دهکده های اطراف هم رسیده بود</p> <p>ارتباط خوبی با همه اهالی داشت و همیشه به دیگران کمک میکرد</p> <p>تا حدی بچه هارو دوست داشت که یکی از اتاقای خونشو برای بچه ها طراحی کرده بود، پر از رازو رمز و بازی بود</p> <p>ولی هیچکس اتاق دیگشو ندیده بود</p> <p>میگفت من پیرمو و نمیتونم خونه رو تمییز کنم</p> <p>اون اتاق رو هم خجالت میکشم کسی واردش بشه</p> <p>حتی یکبار که اهالی برای جبران زحمتاش میخواستن اون اتاق رو دست جمعی تمییز کنن اجازه نداد و حتی کمی عصبی شد</p> <p>اتفاقی که هیچکس تا به حال ندیده بود</p> <p>بالاخره هرکسی حریم شخصی داره و نباید بهش نفوذ کرد و اون روز اهالی به خونه هاشون برگشتن</p> <p>به بچه ها هم همیشه میگفت بعد از بازی کردن اتاق رو مرتب کنن تا مثل روز اولش بشه</p> <p>اونا هم همینکارو میکردن چون دوست نداشتن فردا که میخوان دوباره بیان تا بازی کنن خانم استاکنر اجازه بهشون نده</p> <p>تا اینکه مدت زیادی از ماریان خبری نشد اون معمولا صبح ها تا عصر به دهکده های اطراف میرفت</p> <p>ولی چند وقتی هست که ازش خبری نیست اهالی میترسن خدایی نکرده اتفاقی براش افتاده باشه</p> <p>برا همین گروهی با وجود اینکه میدونن دوست نداره کسی به خونش وارد بشه تصمیم گرفتن وارد خونش بشن</p>
0

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است